دخترکه سرخ جامه / اکبر یگانه
شعر
September 07, 2015
دخترکه سرخ جامه به یاد تمام کودکان غرق شده
آسمان
به یکباره
سیاه شد
وابرها
با رعد وبرق
شروع به گریستن کردند
خورشید خود را
از شرم
در کسوفی ساختگی
پنهان کرد
کوسه ها
یکباره به عمق دریا رفتند
دریا
با موج های بلندش
خود را
برساحل سنگی
می کوبید
و می خروشد
تا کی
جنگ
تا کی
آوراه گی
تا کی
حکومت سرمایه داران
شرم کنید
دستان مرا
به خون کودکان
آلوده نکنید
وآرام آرام
دخترک سرخ جامه را
درخواب مرگ
به ساحل سرد
آورد
وبا موج های کوتاهش
اورا می جنباند
وبرایش
لالائی مادرش را
تکرار می کرد
تا هرگز
از این خواب مرگ
بیدار نشود. 2015.0904 اکبر یگانه
آسمان
به یکباره
سیاه شد
وابرها
با رعد وبرق
شروع به گریستن کردند
خورشید خود را
از شرم
در کسوفی ساختگی
پنهان کرد
کوسه ها
یکباره به عمق دریا رفتند
دریا
با موج های بلندش
خود را
برساحل سنگی
می کوبید
و می خروشد
تا کی
جنگ
تا کی
آوراه گی
تا کی
حکومت سرمایه داران
شرم کنید
دستان مرا
به خون کودکان
آلوده نکنید
وآرام آرام
دخترک سرخ جامه را
درخواب مرگ
به ساحل سرد
آورد
وبا موج های کوتاهش
اورا می جنباند
وبرایش
لالائی مادرش را
تکرار می کرد
تا هرگز
از این خواب مرگ
بیدار نشود. 2015.0904 اکبر یگانه

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر